تبليغاتX
مشاهیر علوم دنیا
چهرههای ماندگار علوم
 

آدام اسمیت پدر علم اقتصاد

AdamSmith.jpg


نگاره‌ای از آدام اسمیت
شناسنامه
لقب پدر افتصاد مدرن
تاریخ تولد تعمید داده شده در ۱۶ ژوئن ۱۷۲۳
زادگاه کیرکالدی، استان فیف، اسکاتلند
تاریخ مرگ ۱۷ جولای ۱۷۹۰ (۶۷ ساله)
محل مرگ ادینبورگ، اسکاتلند
دین مسیحی

آدام اسمیت (۵ ژوئن ۱۷۲۳ - ۱۷ ژوئیه ۱۷۹۰) فیلسوفی اسکاتلندی بود که از او به عنوان پیشروی اقتصاد سیاسی یاد می‌شود. وی همچنین از نظریه‌پردازان اصلی نظام سرمایه‌داری مدرن به شمار می‌رود؛ اسمیت ایده‌های خود راجع به اقتصاد را در کتاب خود ثروت ملل به تفصیل شرح داده است.


زندگی‌نامه

آدام اسمیت پسر یک بازرس گمرک در کیرکالدی در منطقهٔ فایف در اسکاتلند بود . تاریخ دقیق تولد وی مشخص نیست ولی نامگذاری وی در ۵ام ژوئیهٔ سال ۱۷۲۳ میلادی در کیرکالدی انجام گرفته شده بود . پدر او شش ماه قبل از تولد وی از دنیا رفت. او در حدود ۴ سالگی توسط یک گروه از کولی‌ها ربوده‌شد، ولی خیلی زود توسط عموی خود نجات داده شد و به آغوش مادرش بازگشت.

در ۱۵ سالگی، اسمیت وارد دانشگاه گلاسگو شد و در آنجا علم اخلاق را تحت نظر فرانسیس هاچستون که اسمیت آنرا فراموش ناشدنی می‌دانست فراگرفت. در سال ۱۷۴۰ میلادی وارد کالج بالیول در دانشگاه آکسفورد شد و در ۱۷۴۶ میلادی آنرا ترک کرد. در ۱۷۵۱ میلادی به مقام استاد منطق در دانشگاه گلاسگو رسید و سال بعد در همین دانشگاه شروع به تدریس منطق کرد.

گلاسگو مرکزی جدی مطالعه و پژوهش و یکی از کانون‌های روشنگری اسکاتلند بود. وی مدتی به پاریس رفت و با دکتر «کنه» پزشک دربار لوئی پانزدهم که بنیان‌گذار مکتب اقتصادی فیزیوکراسی بود به گفت وگو پرداخت. به رغم عقاید جاری عصر که منبع ثروت را طلا و نقره می‌انگاشت، کنه زمین را یگانه سرچشمه ثروت می دانست و عقیده داشت ثروت از تولید سرچشمه می‌گیرد؛ او فقط طبقات کشاورز را مولد واقعی ثروت می‌دانست . آدام اسمیت با دکترین تمایل به کشاورزی کنه و فیزیوکراتها موافق نبود. اسمیت پس از بازگشت کتاب بررسی در باره ماهیت و علل ثروت ملل را در ۱۷۷۶ منتشر کرد.

در نهایت او مأمور عالیرتبهٔ گمرک اسکاتلند و رئیس دانشگاه گلاسگو گردید.

تصویر آدام اسمیت روی اسکناس در سال ۲۰۰۷، بانک مرکزی بریتانیا سری جدیدی از اسکناس‌های ۲۰ پوندی را با تصویر آدام اسمیت منتشر کرد

آثار

 او با نوشتن دو کتاب به نامهای نظریه عواطف اخلاقی در سال ۱۷۵۹ (میلادی) و بررسی درباره ماهیت و علل ثروت ملل در سال ۱۷۷۶ (میلادی) شناخته شد. کتاب آخر یکی از اولین تلاشها برای مطالعهٔ سیستماتیک پیشرفت تاریخی صنایع و تجارت در اروپا است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 17:28  توسط DAVID | 
 

محمد بن موسی خوارزمی

 
محمد بن موسی خوارزمی

ابوجعفر محمد بن موسای خوارزمی از دانشمندان بزرگ ریاضی و ستاره‌شناس ایرانی می‌باشد.[۱] از زندگی خوارزمی چندان اطلاع قابل اعتمادی در دست نیست جز اینکه وی در حدود سال ۷۸۰ میلادی در خوارزم (ازبکستان کنونی) که در آن زمان، بخشی از قلمرو حکومت خوارزمشاهیان بود، زاده شد. شهرت علمی وی مربوط به کارهایی است که در ریاضیات به‌ویژه در رشته جبر انجام داده به طوری که هیچیک از ریاضیدانان سده‌های میانه مانند وی در فکر ریاضی تأثیر نداشته‌اند. وی را پدر جبر نامیده‌اند.[۲] بیشترین چیره‌دستی وی در حل معادله‌های خطی و درجه دوم بوده‌است. کتاب Algoritmi de numero Indorum که ترجمه کتاب جمع و تفریق با عددهای هندی او به لاتین است باعث شد تا دستگاه عددی در اروپا از دستگاه اعداد لاتین به دستگاه اعداد هندی تغییر یابد که هنوز نیز در اروپا و دیگر نقاط جهان فراگیر است.[۳]

به هنگام خلافت مامون وی عضو دارالحکمه که مجمعی از دانشمندان در بغداد به سرپرستی مامون بود، گردید خوارزمی کارهای دیوفانت را در رشته جبر دنبال کرد و به بسط آن پرداخت خود نیز کتابی در این رشته نوشت.

تألیفات خوارزمی

صفحه‌ای از کتاب جبر خوارزمی

خوارزمی کارهای دیونانتوس را در رشته جبر دنبال کرد و به بسط آن پرداخت خود نیز کتابی در این رشته نوشت. یکی از مشهورترین کتاب‌های وی در اروپا جبر و مقابله است که در سده ۱۲ میلادی به لاتین ترجمه شد. این کتاب در باره ریاضیات مقدماتی است.[دانش پژوهان بر سر این که چه مقدار از محتوای کتاب از منابع یونانی و هندی و عبری گرفته شده‌است اختلاف نظر دارند. معمولاٌ در حل معادلات دو عمل معمول است خوارزمی این دو را تنقیح و تدوین کرد و از این راه به واردساختن جبر به مرحله علمی کمک شایانی انجام داد. اثر ریاضی دیگری که چندی پس از جبر نوشته شد رساله‌ای است مقدماتی در حساب که ارقام هندی (یا به غلط ارقام عربی) در آن به کار رفته بود و نخستین کتابی بود که نظام ارزش مکانی را(که آن نیز از هند بود) به نحوی اصولی و منظم شرح می‌داد. اثر دیگری که به مامون تقدیم شد زیج السند هند بود که نخستین اثر اخترشناسی به زبان عربی است که به صورت کامل بر جای مانده و شکل جداول آن از جداول بطلمیوس تأثیر پذیرفته‌است.

کتاب صورةالارض که اثری است در زمینه گیتاشناسی اندک زمانی بعد از سال ۱۹۵ – ۱۹۶ نوشته شده‌است و تقریباٌ فهرست طول‌ها و عرض‌های همه شهرهای بزرگ و اماکن را شامل می‌شود. این اثر که احتمالاٌ مبتنی بر نقشه جهان‌نمای مامون است (که شاید خود خوارزمی هم در تهیه آن کار کرده بوده باشد)، به نوبه خود مبتنی بر جغرافیای بطلمیوسی بود. این کتاب از برخی جهات دقیق‌تر از اثر بطلمیوس بود به‌ویژه در قلمرو اسلام.

تنها اثر دیگری که بر جای مانده‌است رساله کوتاهی است در باره تقویم یهود. خوارزمی دو کتاب نیز در باره اسطرلاب نوشت.

آثار علمی خوارزمی از حیث تعداد کم ولی از نفوذ کم‌نظیر برخوردارند زیرا که مدخلی بر علوم یونانی و هندی فراهم آورده‌اند. بخشی از جبر دوبار در سدهٔ ششم/دوازدهم به لاتینی ترجمه شد و نفوذی عمده بر جبر قرون وسطایی داشت. رساله خوارزمی در باره ارقام هندی پس از آنکه در سدهٔ دوازدهم به لاتینی ترجمه و منتشر شد بزرگ‌ترین تأثیر را بخشید. نام خوارزمی مترادف شد با هر کتابی که در باره حساب جدید نوشته می‌شد و از اینجا است اصطلاح جدید «الگوریتم» به معنی قاعده محاسبه.

کتاب جبر و مقابله خوارزمی که به عنوان آلجبرا به لاتینی ترجمه گردید باعث شد که همین کلمه در زبانهای اروپایی به معنای جبر به کار رود نام خوارزمی هم در ترجمه به جای الخوارزمی به صورت الگوریتمی تصنیف گردید و الفاظ آلگوریسم و نظایر آنها در زبان‌های اروپایی که به معنی فن محاسبه ارقام یا علامات دیگر است مشتق از آن می‌باشد.

ارقام هندی که در زبان‌های اروپایی به غلط ارقام عربی نامیده می‌شود از طریق آثار فیبوناتچی به اروپا وارد گردید همین ارقام انقلابی در ریاضیات به وجود آورد و هر گونه اعمال محاسباتی را مقدور ساخت. باری کتاب جبر خوارزمی سده‌ها در اروپا مأخذ و مرجع دانشمندان و پژوهندگان بوده و یوهانس هیسپالنسیس و گراردوس کرموننسیس و رابرت چستری در قرن دوازدهم هر یک از آن را به زبان لاتینی ترجمه کردند. نفوذ کتاب زیج السند چندان زیاد نبود اما نخستین اثر از این گونه بود که به صورت ترجمه لاتینی به همت آدلاردباثی در سدهٔ دوازدهم به غرب رسید. جداول طلیطلی (تولدویی) یکجا قرار گرفتند و به توسط ژرار کرمونایی در اواخر قرن یازدهم به لاتینی ترجمه شدند، از مقبولیت گسترده‌تری در غرب برخوردار شدند و دست کم یکصد سال بسیار متداول بودند. از کارهای دیگر خوارزمی تهیه اطلسی از نقشه آسمان و زمین و همچنین اصلاح نقشه‌های جغرافیایی بطلمیوس بود. جغرافیای وی تا اواخر قرن نوزدهم در اروپا ناشناخته ماند.

توجه: نباید این دانشمند ایرانی را با هموطنش ابوعبدالله محمد خوارزمی که در حدود سال ۳۶۶ هجری برابر ۹۷۶ میلادی کتابی به نام مفاتیح العلوم نوشته اشتباه کرد.

خوارزمی در حدود سال ۸۵۰ میلادی مطابق با ۲۳۶ هجری قمری در گذشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 17:37  توسط DAVID | 
......................................
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مرداد 1389ساعت 10:57  توسط DAVID | 
 

خواجه نصیر طوسی

 

زندگی نامه

ابوجعفر محمدبن محمدبن حسن طوسی (زاده ی توس در سال 598 ه.ق. برابر با 580 ه.ش.) ملقب به خواجه نصیر طوسی یا خواجه نصیرالدین طوسی (توسی هم نوشته شده)، فیلسوف ، متکلم ، فقیه ، دانشمند ، ریاضیدان و سیاستمدار شیعه ی سده ی هفتم است.

وی یکی از سرشناس ترین و متنفذترین شخصیت های تاریخ جریان های فکری اسلامی است. علوم دینی و عقلی را زیر نظر پدرش و منطق و حکمت طبیعی را نزد دایی اش آموخت. تحصیلاتش را در نیشابور به اتمام رساند و در آن جا به عنوان دانشمندی برجسته شهرت یافت. وی در زمان حمله ی مغول به ایران ، نزد ناصرالدین شاه ، محتشم قهستان ، به کارهای علمی خویش مشغول شد و در همین زمان اخلاق ناصری را نوشت. بعد از مدتی به نزد اسماعیلیان در دژ الموت نقل مکان کرد. اما پس از حمله ی هلاکوی مغول و پایان یافتن فرمانروایی اسماعیلیان (635 ه.ش) ، هلاکو ، نصیرالدین را مشاور و وزیر خود کرد ، تا جایی که هلاکو را به تازش به بغداد و سرنگونی عباسیان یاری کرد.

خواجه نصیرالدین طوسی عاقبت در 18 ذی الحجه ی سال 672 ه.ق. وفات یافت و در کاظمین دفن شد.

 

 

فعالیت های علمی

- سنت فلسفه ی مشایی را که پس از ابن سینا ، در ایران رو به افول گذاشته بود ، بار دیگر احیا کرد.

- مجموعه ی آرا و دیدگاه های کلامی شیعه را در کتاب «تجرید العقاید» گردآوری کرد.

- در مراغه رصدخانه ای ساخت و کتابخانه ای به وجود آورد که حدود چهل هزار جلد کتاب در آن بود. (قابل توجه شما ، که یونسکو سال 2008 را به نام رصدخانه ی مراغه نام گذاری کرده است.)

 

- با پرورش شاگردانی هم چون قطب الدین شیرازی و گردآوری دانشمندان ایرانی ، عامل انتقال تمدن و دانش ایران پیش از مغول به آیندگان شد.

- وی بنیان گذار و تکمیل کننده ی علم مثلثات است. در قرن 16 میلادی کتاب های مثلثات او به زبان فرانسه ترجمه شد.

 

آثار او

در زمینه های دانش و فلسفه ، تألیفات و رساله هایی از خود به یادگار گذاشته که بیش تر عربی هستند. اما 25% نوشته های وی به زبان فارسی بوده اند. از معروف ترین آثار او به فارسی ، «اساس الاقتباس» و «اخلاق ناصری» را می توان یاد کرد. وی در اخلاق ناصری ، رستگاری راستین انسان ها را در سعادت نفسانی ، سعادت بدنی و سعادت مدنی می داند و این نکته نشان می دهد که خواجه در مسائل مربوط به بهداشت جسمانی و روانی هم کارشناس بوده است.

 

برخی از آثار به یادگارمانده

تجرید العقاید ، شرح اشارت بو علی سینا ، قواعد العقاید ، اخلاق ناصری (یا اخلاق طوسی) ، آغاز و انجام ، تحریر مجسطی ، تحریر اقلیدس ، تجرید المنطق ، اساس الاقتباس ، ذیج ایلخانی ، آداب البحث ، آداب المتعلمین ، روضة الغلوب ، اثبات بقاء نفس ، تجرید الهندسه ، اثبات جوهر ، جامع الحساب ، اثبات عقل ، جام گیتی نما ، اثبات واجب الوجود ، الجبر و الاختیار ، استخراج تقویم ، خلافت نامه ، اختیارات نجوم ، رساله در کلیات طب ، ایام و لیالی ، علم المثلث ، الاعتقادات ، شرح اصول کافی.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 10:43  توسط DAVID | 
 

ماکس پلانک

 

 

ماكس كارل ارنست لودويگ پلانك در بيست و سوم آوريل سال 1858 در شهر كيل آلمان زاده شد. وي فرزند ششم ويلهلم پلانك استاد علوم قضايي دانشگاه شهر بود. افراد خانواده پلانك احترام زيادي براي آموزش و پرورش و فرهنگ و حفظ ارزشهاي سنتي خانواده قائل بودند. والدين همه آنها خصوصيات را به فرزند انتقال داده بودند. نامه هاي پلانك گوشه اي از زندگي خانوادگي اش را بازگو مي كنند كه در آنها سخن از گذرانيدن تابستان در تفرجگاه الدناي كنار درياي بالتيك و بازي كروكه روي چمن و از خواندن رمانهاي والتر اسكات در هنگام شب و از به روي صحنه آوردن نمايش و موسيقي با شركت افراد خانواده زياد به ميان مي آيد. پلانك دوره دبيرستان را درگيمنازوم مكسيميلان شهر مونيخ گذرانيد و در آنجا بود كه به علاقه خود پي برد. پلانك اعتبار و امتياز تفهيم معناي قوانين فيزيك را به خود براي اولين بار به هرمان مولر دبير رياضي خويش مي دهد. پلانك يك تيزهوش استثنايي نبود. دبيرانش در گيمنازيوم از لحاظ رتبه او را به شاگرد اولي نزديك ميدانستند اما او را در هيچ زماني شاگرد اول نشناختند. معلمان وي در او جز رفتار شخصي خوب و سختكوشي در كار نشانه اي كه حاكي از تابناكي هوش يا وجود استعداد خاصي باشد، نديدند. به هر حال مهارتهاي او در برخوردهاي اجتماعي بايد از گونه تراز اولي بوده باشد چرا كه محبوب معلمان و همكلاسان خود بود. پلانك در پايان دوره گيمنازيوم خود در سال 1784 هنوز تصميمي در زمينه انتخاب رشته براي آموزشهاي بعدي خود نگرفته بود. تا اينك سرانجام ابتدا دانشجوي دوره كارشناسي دانشگاه مونيخ و چندي بعد دانشجوي آن دوره دانشگاه برلين شد. وي به خواندن فيزيك عملي و رياضيات پرداخت و در پي انتقال به دانشگاه برلين در كلاسهاي فيزيكدانان مشهور آن روز هرمان فن هلمهولتز و گوستاو كيرشهوف شركت كرد. پلانك علاقه خويش به ترموديناميك را مديون اين دو استاد مي دانست. پلانك نظريه مكانيكي گرماي كلاوزيوس را به تفصيل مطالعه كرد و بعدها خاطر نشان ساخت كه اين مطالعه خصوصي چيزي بود كه سرانجام وي را به فيزيك كشاند. پلانك كه تحت تأثير كار و روشني روش استدلال كلاوزيوس قرار گرفته بود رشته اصلي درس خود را ترموديناميك انتخاب و بررسي در قانون دوم آن را موضوع تز دكتراي سال 1879 خويش در دانشگاه مونيخ كرد.
تز دكتراي پلانك مروري بر دو اصل كلاسيك ترموديناميك بود. اصل اول، اصل بقاي انرژي و اصل دوم مفهوم آنتروپي (كميتي كه اندازه اش در تمام فرايندهاي فيزيكي حقيقي مدام در افزايش است). افكار پلانك درباره آنتروپي و آزمايشهاي پيشنهادي او در آن باره هيچكدام از راهنمايان دانشگاهي ممتاز او را تحت تأثير قرار نداد. استاد هلمهولتز او را اصلاً نخواند و كيرشهوف هم كه آن را خواند از ان خوشش نيامد. حتي كلاوزيوس كه منبع الهام او بود كمترين علاقه اي به موضوع نشان نداد. پلانك با آن واكنش استادان نسبت به پايان نامه دكتراي خود با وقار و آرامش برخورد كرد و با اشتياقي حتي بيش از پيش به كار برگشت. فارغ التحصيل شدن وي به سبب بيماري اش با دو سال تأخير همراه بود اما درجه دكترايي كه سرانجام در سال 1879 گرفت با رتبه ممتاز بود.
پلانك در سال 1880 با سمت دانشياري به هيأت علمي دانشگاه مونيخ پيوست و پنج سال پس از آن به مقام استادي دانشگاه كيل رسيد. استخدام به عنوان استاد غيررسمي در دانشگاه كيل پلانك را از استقلال علمي بيشتري برخوردار ساخت. گوستاو كيرشهوف استاد راهنماي قديمي پلانك در سال 1889 درگذشت و كرسي استادي او در دانشگاه برلين خالي ماند و پلانك به جاي كيرشهوف به عنوان استاديار و مدير مؤسسه فيزيك نظري منصوب شد. پلانك در يكي ازروزها كه به ياد نداشته است در چه كلاسي از دانشگاه برلين درس دارد جلوي اتاق دفتر بخش ايستاده و از كارمندي نشاني محل برگزاري درس آن روز پروفسور پلانك را جويا ميشود. كارمند در جواب مي گويد: آنجا مرو مرد جوان تو بسيار جوانتر از آن هستي كه بتواني درس پلانك، استاد فرهيخته ما را بفهمي. پلانك در پي استقرار در كرسي استادي خويش توجه خود را معطوف پديده تابش جسم سياه مشكل روز فيزيك كلاسيك كرد كه آن را نخستين بار كيرشهوف به ميان آورده بود. پلانك در سال 1900 به اين نتيجه رسيد كه براي توضيح پديده تابش جسم سياه بايد ايده كاملاً جديدي را پيش كشيد. وي اين فكر را در ميان نهاد كه انرژي نيز مانند ماده از آحاد يا بسته هاي كوچكي درست شده است. او آن آحاد را كوانتوم نام داد. كلمه اي مأخوذ از زبان لاتيني به معني «چقدر» و جمع آن كوآنتا بود، اين فكر كه با اصول و قوانين آن زمان وفق نمي كرد بالطبع مخالفاني بوجود آورد ولي اين مخالفتها بيش از پنج سال طول نكشيد زيرا تئوري اينشتين كه متكي به تئوري كوآنتا بيان شد ارزش واقعي و حقيقي تئوري بيان شده بوسيله پلانك را معلوم نمود. بعد از آنكه پلانك و اينشتين با يكديگر مكاتباتي آغاز كردند كه تا پايان عمر پلانك ادامه يافت و سبب همكاري هاي مهمي بين آنها در زمينه خواص نور نيز شد.
سهمي كه پلانك در پيشبرد علم ادا كرد او را «دانشمند دانشمندان» كرد. او مورد احترام همكاران خود در همه حوزه هاي علمي و از همه مليتهاي جهان بود. در سال 1918 كه جايزه نوبل در فيزيك اعطا مي شد، آلبرت اينشتين، نيلز بوهر، ارنست رادرفورد و ورنرهايزنبرگ – كه همه مي توانستند خود مستحق كسب آن افتخار باشند- مناسبت را با توافق بدون شرط خويش تاريخي تر كرده مستحق ترين شخص براي دريافت جايزه را پلانك دانستند. بدين ترتيب پلانك به اخذ جايزه نوبل نائل آمد و استاد دانشگاه برلين گرديد. همچنين شاهد تأسيس «انجمن ماكس پلانك براي پيشبرد علم» به جاي انجمن «قيصر ويلهلم» كه در سال 1911 پي افكنده شده بود- گرديد (خود او از 1930 تا 1937 رياست اين انجمن را برعهده داشت).
پلانك در روز چهارم اكتبر سال 1947 در نود و دو سالگي در پي يك حمله قلبي درگذشت. تاريخ او را به پاس دو كشف عمده اش به ياد خواهد داشت: كشف نظريه كوآنتومي و كشف آلبرت اينشتين در سال 1948 در ستايشنامه اي كه عنوان آن «در رثاء ماكس پلانك» بود چنين نوشت:
انسانهاي زيادي عمر خود را وقف علم مي كنند اما آنها همه به خاطر علم آن كار را نمي كنند عده اي براي آن به معبد علم مي آيند كه علم به آنها فرصت بروز استعدادهاي ويژه شان را مي دهد. براي اين گروه علم گونه اي ورزش است كه آنها از تمرين در آن به وجد مي آيند مانند آن ورزشكاري كه از تمرين دادن به ماهيچه هاي قوي خود شاد مي شود. گروه ديگري از انسانها به معبد علم براي عرضه توده مغز خود مي آيند به آن اميد كه از آن كار بازده مفيدي بياندوزند. اين عده تنها از آن رو سر از كار علمي در مي آورند كه شرايط گزينش حرفه انتخابي را به حسب اتفاق پيش روي آنها نهاده است. اگر شرايط حاكم بر آن گزينش به گونه ديگري بود، آنها ممكن بود سياستمدار يا مدير تجاري بشوند چنانچه پيش آيد كه خدا فرشته اي از فرشتگان خود را براي بيرون راندن گروههايي كه نام بردم از معبد به پايين بفرستد، بيم آن دارم كه معبد از بن خالي شود. با اين حال هنوز شمار اندكي از عابدان در آن باقي خواهند ماند برخي از زمان گذشته و برخي از عصر خود ما. پلانكِ ما جاي در گروه اخير دارد و از اين روست كه ما همه او را دوست داريم.

 

 

نمودار انرژي تابشي در واحد حجم محفظه، برحسب رابطه رايلي- جينز در فيزيك كلاسيك و
 
رابطه پيشنهادي پلانك
 
 


 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 21:55  توسط DAVID | 
 

 

بلز پاسکال

 

 

پاسکال در منطقه کلرمانت-فراند در ناحیهِ Auvergneدر فرانسه متولد شد و در سن سه سالگی مادرش، آنتونیت بگن را از دست داد. پدرش، اتین پاسکال (۱۶۵۱-۱۵۸۸)، قاضی و عضو [[petite noblesse]]بود و به علوم و ریاضی علاقه داشت. بلز پاسکال برادر ژاکلین پاسکال بود و دو خواهر دیگر داشت که تنها یکی ازآنها بنام گیلبرت دوران کودکی را به سلامت طی کرد. در سال ۱۶۳۸، مخالفت اتین با سیاست‌های مالی کاردینال ریچلیو خانوادهِ پاسکال را مجبور به فرار از پاریس کرد. در سال ۱۶۳۹، خانواده پاسکال به Rouen نقل مکان کردند و اتین در آنجا مامور جمع‌آوری مالیات شد.

در سن ۱۸ سالگی، پاسکال برای کمک به پدرش در انجام محاسباتش یک ماشین‌حساب مکانیکی ساخت که قادر به محاسبه جمع و تفریق بود و ماشین‌حساب پاسکال یا Pascaline نام گرفت. از جمله نمونه‌های اولیه این ماشین‌حساب در موزهZwinger در درسدن در آلمان قرار دارد. گرچه این ماشین‌حسابها در واقع مقدمه پیدایش مهندسی کامپیوتر بوده‌اند، اما آنها از لحاظ تجاری موفقیت چندانی بدست نیاوردند. طی دهه بعدی پاسکال طرح خود را ارتقاء داد و بیش از ۵۰ عدد از آنها را ساخت.

 

علاوه بر دستاوردهای دوران کودکیش، پاسکال در بقیه دوران زندگیش نیز بر دانش ریاضی تأثیر گذاشت. در سال ۱۶۵۳، پاسکال رساله‌ای بنام «در باب مثلثات حساب» نوشت که در آن یک صورت جدولی راحت برای ضرایب دوجمله‌ای شرح داد که امروزه مثلث پاسکال نامیده می‌شود. در سال ۱۶۵۴ پاسکال تحت تأثیریکی از دوستانش چوالیر دی مر که به مسائل قمار و شرط بندی علاقه داشت، با فرمت در این باب مکاتبه کرد و نتیجهِ آن مکاتبات تئوری احتمالات در ریاضی بود. بزرگ‌ترین دستاورد پاسکال در ارتباط با نبوغ مکانیکی وی، ایجاد شاید اولین خط اتوبوس برای حمل مسافران در داخل پاریس در کالسکه‌هایی با چندین صندلی بود

 

بقیه در ادامه مطلب

 

img/daneshnameh_up/c/c7/pascal1.gif

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 21:57  توسط DAVID | 
 

لویی پاستور

 

لویی پاستور

 

           

 

           لوئی پاستور یکی از بزرگترین دانشمندان جهان است که با کشف خود مبنی براینکه باکتریها عامل بیماریهاست، جان بیشماری را از مرگ نجات داد. او در 27دسامبر سال 1822در شاتوویل نوولتان(ایالت ژور) در خانواده یک گروهبان مستعفی از ارتش شکست خورده ناپلئون بنام ژان ژوزف پاستور به دنیا آمد. پدر پدربزرگش هنگامی که به سالَن لبن مهاجرت کرد به شغل دباغی پرداخت. لوئی پاستور پس از گذراندن دو سال تحصیل در دبستان بعنوان شاگرد روزانه وارد کولژآربوا شد. در این دوران نبوغ خاصی در وی مشاهده نمی شد.شاگردی بود که از حد متوسط کمی بهتر بود. چیزی که شاید دراین دوران شاید چشم گیر بود استعداد هنری اش بود. در سال 1843برای دومین سال پیاپی در امتحانات ورودی دانش سرای عالی فرانسه شرکت کرد و پس از تلاش و کوشش فراوان وارد این دانش سرا شد.در 26 سالگی(1848) سمت استاد شیمی در دانشگاه استراسبورگ را به دست آورد. او با تهیه و نوشتن رساله هایی درباره فیزیک و شیمی درجه دکتری خود را گرفت. وی در این زمان با نوشتن نامه ای به رئیس دانشگاه استراسبورگ تقاضای ازدواج با دخترش را می کند. لوئی پاستور26 ساله و ماری لوران 22 ساله،در روز 29 مه 1849 با هم ازدواج کردند. پس از ازدواج، همسرش خود را وقف پاستور میکند و علاقه شدید و جذب شدن او به کارش را تحمل میکند و گاهی هم سمت منشیگری و تندنویس او را بر عهده می گیرد. انها دارای سه دختر می شوند که هر سه آنها قبل از بلوغ می میرند، اما دختر چهارم زنده می ماند و آنها صاحب پسری بنام ژان باتیست می شوند که بعدها سیاستمدار می شود(این پسر در کودکی که به دست پاستور از مرگ نجات یافته بود 50 سال بعد یعنی در سال 1940 که آلمانها به فرانسه تاختند و می خواستند در سردابی زا که پاستور در آنجا دفن بود را بگشایند و ژان بایست که نگهبان آنجا بود، مقاومت کرد و کشته شد!). پاستور پس از مدتی به فعالیت نورشناسی علاقمند می شود و در این زمینه تحقیقات فراوانی را انجام می دهد.

عمل تخمیر موردتوجه پاستور قرار می گیرد، او متوجه شد که تخمیر نتیجه عمل بعضی از موجودات ریز می باشد که پاستور وجود میکروبها را پیش کشید و دریافت کرد که تخمیر شیره چغندر قند در اثر فعالیت موجودات ذره بینی است که بصورت کپک می باشد. پاستور بیان کرد که چاننچه شراب در معرض هوا باشد، ترش می گردد و به سرکه تبدیل میگردد و مسئله«خود به خودی»را رد کرد و علت این فعل و انفعالات را موجودات ریزی بنام میکروب دانست و گفت شیر همانند شراب ترش نمی شود مگرآنکه موجودات ریزی داخل آن بشوند.این دانشمند بزرگ فرانسوی با این کشف بزرگ بزرگترین خدمت را به جهانیان کرد. پاستور نتایج مطالعات خود را در سوم اوت 1857به آکادمی علوم(لیل)ارائه کرد و ثابت کرد که مخمر احتیاج به اکسیژن دارد تا بتواند زندگی کند وی بیان کرد که پس از مرگ، موجودات ذره بینی بر روی جسد قرار می گیرند و از کمبود هوا استفاده کرده و به زاد و ولد می پردازند و جسد متعفن می شود و جسد تجزیه می شود و مواد حاصله مورد استفاده دیگر موجودات قرار می گیرد و حیات ادامه پیدا میکند. از جمله دیگر فعالیتهای علمی او در درمان هاری(RAGE) بود.هاری یک نوع بیماری است که بوسیله گاز گرفتن سگ،گربه،روباه و... به آدمی سرایت می کند. که مدت نهفتگی یعنی از گاز گرفتن تا علائم بیماری از 12روز تا 2ماه است. اکتشافات پاستور در مورد باکتریها و نیز برخی از بیماریها خدمت بزرگی به بشریت بود. در او اشتیاق به پاکی و پاکیزگی در حد وسواس بروز کرده بود. وی در حالی که در مورد کرم ابریشم مطالعه می کرد، ناگهان دچار خونریزی مغری شد و سمت چپ بدنش به کلی فلج گشت. او پس از درمان تا حدی بهبود یافت، اما سکته مغزی دیگری باعث شد تا گفتن و تحرکش مختل شود. او در هنگام مرگ بکلی فلج شده بود. لوئی پاستور در سال1895در پاریس در 73 سالگی در گدشت. جسد او را در زیرزمین انستیتوی پاستور دفن کردند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 21:46  توسط DAVID | 

الکساندر گراهام بل -- ۱۸۴۷ - ۱۹۲۲

این مخترع پرآوازه در سوم مارچ سال 1847 در شهر ادینبورگ اسکاتلند به دنیا آمد. او در خانواده ای متولد شد که پدر و پدر بزرگش هردو مطالعاتی در زمینه صوت انجام داده بودند و نیز از جمله کسانی بودند که از مدتها قبل افراد کر و لال را آموزش می دادند. بل در سال 1870 به کمک پدرش تحقیقات و مطالعاتی را در زمینه اصول گفتار انجام دادند و روشهای جدیدی برای تعلیم و پرورش کودکان کرولال در ادینبورگ ارائه کردند. در سال 1871 الکساندر از اسکاتلند به آمریکا رفت. در ابتدا قصد داشت که وسیله ای برای آموزش کر ها بسازد اما بدلیل اینکه نتوانست چنین وسیله ای را بسازد، سعی کرد مجددا به تحقیقات خود ادامه دهد و این بار کاری کند که اصوات را به کمک امواج در سیم جریان دهد که تا مسافتی دور آن اصوات را بتوان شنید. در سال 1873 گرفتار عشق یکی از شاگردان کرولال خود شد. او برای اینکه بتواند بهتر او را مورد آموزش دهد، به تلاش و کوشش خود ادامه داد وسعی کرد وسیله ای مکانیکی برای تولید صوت کند را،بسازد. او پس از چندین آزمایش بی نتیجه بالاخره موفق به اختراع دستگاهی به نام تلفن شد. او در سال 1876 اختراع خود را ثبت کرد و سال 1877 با شاگرد کرولال خویش ازدواج نمود. در ابتدا مردم میلی به این دستگاه نشان نمی دادند و حتی مردم عموم آن را جادو می دانستند، اما پس از این که این وسیله جای خود را در خانواده های اشراف و مقامات پیدا کرد، مردم نیز به آن علاقه مند شدند و در نتیجه با استقبال عمومی مواجه شد. در زمان کوتاهی شبکه متراکمی از سیمهای تلفن در همه جای دنیا مورد استفاده قرار گرفت. گراهام بل در سال 1882 پس از اینکه به تبعیت آمریکا در آمد، شرکتی نیز در آمریکا تاسیس کرد که تحقیقات علمی در این شرکت، صورت می گرفت. این مخترع و دانشمند بزرگ مقدار بسیار زیادی از ثروت خود را صرف کرها نمود. از جمله اختراعات وی می توان به قایق موتوری و نیز ثابت نگه داشتن هواپیما در فضا اشاره مرد. الکساندر گراهام بل در دومین روز از ماه آگوست سال 1922 در کشور کانادا درگذشت.

alexander_graham_bell.jpg

agbell1876.jpg

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 14:43  توسط DAVID | 

هانری بکرل (۱۸۵۲ - ۱۹۰۸ )

Henri Becquerel

این دانشمند فرانسوی فرزند ادموند بکرل بود که وی خود نیز از دانشمندان و کاشفین بنام عصر خود بود که در فلئو رسانس و خاصیت آن کشفیات زیادی دارد . وی متوجه اثر اورانیوم بر کاغذ حساس عکاسی شد و از همین راه نیز به کشف امواج رادیو اکتیو در رادیوم و عناصر مشابه فائق آمد . هانری بکرل را بنام کاشف رادیو اکتیو میشناسیم و در همین رابطه جایزه ۱۹۰۳ نوبل را دریافت کرد. وی عضو اصلی آکادمی علمی فرانسه و یاران صمیمی ماری و پیر کوری بود.

هانري بكرل نخستين كسي بود كه متوجه پرتودهي عجيب سنگ معدن اورانيم گرديد . پس از آن در سال 1909 ميلادي ارنست رادرفورد ،  هسته اتم را كشف كرد .

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 14:16  توسط DAVID | 
یوهان کپلر در 16 ماه مه 1571 در وایل در اشتات ورتمبرگ آلمان ، که شهری خارج از امپراتوری مقدس روم بود متولد شد. دوران کودکی کپلر با فقر و تنگدستی و بدبختی توأم بود، کپلر برای تحصیل به مدرسه طلاب پروتستان رفت و در اثر هنر و استعدادی که از خود نشان داد بوسیله استادانش دوانه دانشگاه توبینگن شد. کپلر در سال 1594 به سمت معلم ریاضیات مدرسه شبانه روزی پروتستان در گراتز انتخاب شد، وی برای افزودن به درآمد ناجیز خود تقویمهای نجومی که در میان سایر چیزها وضع هوا ، سرنوشت شاهزاده‌ها ، خطرات وقوع جنگ و قیام ترکها را نیز پیش بینی می‌کرد، چاپ و منتشر می‌نمود

 

 

شهرت وی در این زمینه‌ها بزودی پخش و سرانجام طالع بین امپراتور رودلف و اعضای برجسته دیگر در بار او شد و این روش منبع درآمد کپلر شده بود. از وی نقل شده است که: طالع بینی از گدایی بهتر است. از سر زدن گهگاه او به عالم فالگیری که بگذریم، یوهان کپلر کسی است که جایگاه او در یمان غولان است. او نخستین انسانی است که با فراست رمز معماری منظومه شمسی را گشود و قوانینی برای حرکت سیارات آن فرمول بندی کرد.

کپلر در اثر مطالعات در
علم نجوم با خود گفت چون به موجب هیأت کوپرنیک سیارات به دور خورشید دوایری طی می‌کنند، بنابراین مجموعه تمام اوضاع مریخ که بوسیله تیکو (tiko ) رصد شده است باید روی یک دایره فضایی قرار گیرد (تیکو براهه نشان داد که حرکت سیارات کاملاٌ با نمایش و تصویر دایره‌های هم مرکز وفق نمی‌دهد از آنجا که تیکو براهه بیشتر به رصدهای مستقیم و اندازه گیری سرگرم بود، هیچ کوششی برای تجزیه و تحلیل نتایج خود را انجام نداد و این کار به یوهان کپلر که در سال آخر زندگی تیکو براهه دستیار وی بود محول گشت).

 

کشفیات :

کپلر مسلح به این گنجینه معلومات و با ایمان به درستی نظریه کپرنیک کمر به کشف قوانین ریاضی حل کننده مسأله حرکت سیارات بست. اطلاعات رصدی یاد شده در نظریه بزرگ خورشید مرکزی کوپرنیک بطور کامل صدق نمی‌کرد و کپلر ناچار شد مدت ده سال از عمر خود را صبورانه وقف کار سخت بررسی عملی در حرکت سیارات و قوانین ریاضی حاکم بر آنان کند. او همه این کارها را به تنهایی و بدون یاری گرفتن از کسی کرد و ارزش کار او بجز از سوی چند تن ، درک نشد.

کپلر در 1609 ناگهان به نیروی الهام متوجه حقیقتی شد،
سیاره مریخ روی مسیر بیرونی است. نبوغ کپلر با کشف بیضی بودن شکل حقیقی مسیر زمین به دور خورشید ظاهر شد که پیش از آن یک دایره کامل دانشته و پذیرفته شده بود. وقتی کپلر مسیر بیضی شکل ستاره را کشف کرد شروع به پیش بینی حرکت آن نمود و گفت که فلان وقت باید در فلان موضع قرار گیرد و همه جا ستاره را در رأس موعد در محل موعد مشاهده کرد. او آن نتیجه را از راه محاسبه رابطه موقعیتهای مکانی زمین و مریخ و خورشید با یکدیگر گرفت، زیرا داده‌های رصدی تنها در یک مسیر بیضی صدق می‌کردند.

کپلر در پی انجام آن کار دست به کار انجام محاسبات مربوط به حرکت و مدار سیارات شناخته شده دیگر شد. دست آورد او در آن زمینه با در نظر گرفتن پیشرفت کم ریاضیات در آن زمان بسیار بزرگ و چشمگیر بود، وی علاوه بر کشف انطباق دقیق ارقام معلومات رصدی با بیضی بودن مدارها کشف کرد که سرعت حرکت هر سیاره به دور خورشید با فاصله آن از خورشید نسبت عکس دارد. در سال 1609 در کتاب(نجوم جدید) دو قانون که اولی نام او را ابدی ساخته ذکر نموده، این بار دیگر حرکت دایره‌ای که اینقدر در نظر
بطلمیوس عزیز بوده‌اند به کلی از بین رفت و نجوم قدیم را همراه برد.

یوهانس کپلر ، ستاره شناس آلمانی ، وقتی ادعا کرد که
سیاره‌ها در مدارهای بیضوی به دور خورشید می‌گردند و خورشید تنها نیروی اداره کننده مدارهای سیارات است؛ مورد اعتراض سنتها و باورهایی که قرنها پایدار بود قرار گرفت. قوانین سه گانه او در مورد حرکت سیاره‌ای ، که به قوانین کپلر معروفند تأثیری عمیق بر ستاره شناسان بعد از او بجا گذاشتند و امروزه نیز برای تجسم و درک منظومه شمسی دارای اهمیت فراوانی می‌باشند. او یکی از طرفداران سر سخت نظریه خورشید مرکزی منظومه شمسی بود.

 

قوانین کپلر :

کپلر پس از چندین سال مطالعه در حرکت سیارات در سال 1618 موفق به کشف قانون سوم خود شد. کپلر بر پایه آن یافته‌ها قوانین سه گانه زیر را درباره حرکت سیارات بیان کرد:

 

 

 

 

 

 

     
  1. مدار حرکت سیارات به گرد خورشید یک بیضی است که خورشید در یکی از دو کانون آن قرار دارد.
  2. خط وصل کننده هر سیاره به خورشید در زمانهای مساوی مساحتهی مساوی جاروب می‌کند.
  3. مکعب فاصله متوسط هر سیاره تا خورشید با مربع زمان یک دور کامل گردش سیاره تناسب مستقیم دارد.

    قانون دوم را می‌توان به صورت زیر نیز بیان کرد: زمانی که سیاره دور بیضی مسیر در حرکت است فاصله تا خورشید زیادتر و سرعت حرکت کمتر است، به تدریج که
    سیاره به نقاط نزدیک بیضی مسیر می‌رسد، سبب می‌شود فاصله تا خورشید کمتر و سرعت سیاره زیادتر می‌شود. این تغییر در سرعت سبب می‌شود که سیاره چه به خورشید نزدیک و چه از آن دور باشد، مساحت در نور دیده‌اش در فضا در فواصل زمانی ثابت ، ثابت می‌ماند.

    قانون سوم کپلر را هم می‌توان به اینگونه بیان کرد: هرگاه فاصله متوسط هر سیاره تا خورشید به توان سه و زمان کامل شدن یک دور سیاره به توان دو رسانده و نسبت اعداد حاصل تشکیل شود. این نسبت همواره ثابت و برای تمام سیارات یکی است گذشته از این ، کپلر نخستین بار اصل ماند (اصل جبر) را در مکانیک حدس زد که بعدها بوسیله
    گالیله صورت تحقق یافت.

    کپلر در 15 نوامبر 1631 در اطاق میخانه‌ای زندگی را بدرود گفت. کپلر به زودی پس از مرگ از خاطرها رفت و هیچ کس آثار او را مطالعه نمی‌کرد، ولی دوران افتخار او زمانی آغاز گردید که
    اسحاق نیوتن و لاپلاس شناخته شدند، او خود قبلاٌ در این خصوص چنین نوشته بود، من کتاب خود را می‌نویسم خواه خوانندگان آن مردان فعلی یا آیندگان باشند تفاوتی ندارد. این کتاب می‌تواند سالها انتظار خوانندگان واقعی خود را بکشد، مگر نه خداوند شش هزار سال انتظار کشید تا تماشاگری برای آثار او پیدا شد.

 

 

     

        مهمترین رویدادهای زندگی کپلر

 در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 16:19  توسط DAVID | 

کلادیوس بطلمیوس

وی منجم - ریاضی دان و جغرافی دان اهل اسکندریه بود . کتاب معروف وی (( المجسطی ))

نام دارد که در آن به ثابت نمودن زمین و سیار بودن خورشید و گردش سیارات و خورشید به

دور زمین تکیه شده است که متاسفانه این نظریه غلط بیش از ۱۶ قرن بر جهان حکمفرما بود.

کتاب دیگر وی (( جفرافی )) می باشد که در مورد اندازه های کره زمین و طول و عرض

جغرافیایی اماکن توضیحاتی در آن به چشم می خورد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 16:0  توسط DAVID | 
 

بقراط که به عنوان پدر علم طب جديد شناخته شده است، نخستين کسي بود که پزشکي را از خرافات جدا کرد. وي که در جزيره يوناني توس به دنيا آمد پسر يک طبيب بود . بقراط اعتقاد معاصرين خود را که مي گفتند بيماري توسط خدايان انتقام جو به وجود مي آيد، رد کرد و به جاي آن اعلام کرد که هر بيماري، يک علت طبيعي دارد. او گفت که اگر علت را بيابيد، مي توانيد آن را درمان کنيد.

Hippocrates 

 

 

بقراط


 

بقراط مي گفت با مشاهده نشانه هاي يک بيماري و در نظر گرفتن شدت آن، پزشک مي تواند چشم انداز اين بيماري را براي يک بيمار خاص پيش بيني کند. بقراط بر اساس چنين انديشه هاي منطقي يک مدرسه طب را بنيان نهاد.


عقيده پزشکي ديگري که بقراط قبول داشت، آن بود که روش درماني که براي يک بيمار به کار مي رود، ممکن است براي بيمار ديگر موثر نباشد. وي اعلام کرد که آنچه براي يک نفر غذاست، ممکن است براي ديگري زهر باشد.


بقراط همچنين ساير پزشکان را تشويق مي کرد که از درمان هاي ساده مانند يک رژيم غذايي سالم، استراحت زياد و محيط تميز استفاده کنند. او مي گفت زماني که پزشکان نمي توانند بيماري را درمان کنند، طبيعت اغلب اين کار را مي کند. در بيماران رو به مرگ نبايد از روش هاي ساده ي درمان استفاده کرد و پيشنهاد کرد که بيماري هاي بحراني، معالجه هاي بحراني هم مي خواهد.



از ديگر توصيه هاي بقراط چيزي است که امروزه رفتار خوب باليني ناميده مي شود، با اين عنوان که بيماري زماني سخت تر است که ذهن مضطرب باشد و بعضي بيماران زماني که از رفتار خوب پزشک رضايت داشته باشند، بهبودي خود را باز مي يابند.

وي معتقد بود که پزشکان بايد خادم بيماران خود باشند و معيارهاي سلوک شرافتمندانه را رعايت کنند. در زمان وي گاهي پزشکان براي از بين بردن بعضي از بيماران خود تطميع مي شدند و امکان داشت که يک حاکم به پزشکي دستور دهد که براي کشتن دشمن خود از سم استفاده کند. بقراط گفت: پزشک در مورد بيمار مسئول است.


بقراط تعهد نامه اي را که امروزه دانشجويان پزشکي موقع اخذ درجه دکتري اظهار مي کنند، تهيه کرده است.


« در بخشي از اين سوگند نامه آمده است که من عميقا تعهد مي کنم که خود را وقف خدمت به انسانيت بنمايم. من حرفه خود را با وجدان و شرافت انجام خواهم داد و سلامتي بيماران نخستين وظيفه من خواهد بود.»


اگر چه بقراط سهم بسياري در هنر شفاي بيماران داشته، ولي اطلاعات کمي از زندگي شخصي او در دست است. تاريخ نويسان بر اين باورند که او به مصر رفته و در آنجا پزشکي را آموخته است، سپس در بسياري از جاها از جمله آتن تحصيل کرده و سر انجام به زادگاه خود برگشته است. يک مجسمه بدون پوشش در جزيره توس موجود است که ظاهرا مربوط به بقراط بوده و او را مردي کوتاه قد با ريش هاي مجعد نشان مي دهد.


سخنان بقراط تا کنون باقي مانده است زيرا دانشجويان او نکته هايي از درس هايش را جمع آوري کرده و با انتشار کتاب هايي آن را شرح داده اند.


بيش از پنجاه کتاب با نام بقراط وجود دارد و نوشته هايش براي توجيه آنکه او را « پدر علم طب» بناميم، کافي است

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 8:35  توسط DAVID | 

کلود لوئیس برتوله (۱۷۴۸-۱۸۲۲م)

این دانشمند فرانسوی قوانینی را در مورد امتزاج ترکیب شیمیایی ارائه داد. قوانین تجزیه که بنام خود او معروف است هنوز مورد استفاده دانشمندان علم شیمی می باشد. کشف و تشخیص اثر رنگبری کلر و تصفیه آب بوسیله زغال و کلرات پتاسیم از ابداعات این دانشمند می باشد.

کلود لوئیس برتوله

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 2:46  توسط DAVID | 
آلبرت انیشتین (۱۷۸۷-۱۸۵۴م)

وی از معروف ترین و ارزنده ترین دانشمندانی است دنیا به خود دیده است. او در شهر اولم واقع در جنوب آلمان متولد شد . در جوانی به سوئیس رفت و مقیم آنجا گردید. س از مدتها تحقیق و تدریس در سال ۱۹۰۵ تئوری معروف نسبیت (E=MC2  ) را بیان کرد که تحولی عظیم در علم فیزیک و ریاضی و عملیات بنیادی بوجود آورد. تحقیقات وی در مورد : نور - نجوم - الکتریسیته و اتم بسیار زیاد بوده و مورد استفاده اکثر دانشمندان معاصر قرار گرفته است. وی بخاطر حمایتی که از صهیونیست ها می کرد با به قدرت رسیدن هیتلر و کشتار یهودیان به آمریکا مهاجرت کرد و ریاست یکی از بخشهای اتمی را به عهده گرفت و سر انجام در آمریکا نیز در گذشت .در جریان بمباران اتمی ژاپن توسط آمریکا انیشتین تلگرافی به هانری ترومن رییس جمهور وقت آمریکا ارسال و وی را از این عمل باز داشت ولی متاسفانه موثر واقع نگردید.

                  آلبرت انیشتین

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 2:29  توسط DAVID | 

ژرژ سیمون اهم (۱۷۸۷-۱۸۵۴ م )

این دانشمند آلمانی پس از خاتمه تحصیلاتش مدتی استاد ریاضی دانشگاه ارلانگن بود. قانون اهم که رابط و پیوند دهنده شدت جریان ونیروی مقاومت است (V=R.I) بنام وی معروفیت دارد و بخش جدیدی را در فیزیک گشوده است . وی مدتها استاد فیزیک دانشگاه مونیخ بود.

 

george simon ohm

 

 

E = RxI

E = P/I

E = Square root of PxR

R = E/I

R = E squared / P

R = P/I squared

I = Square root of P/R

I = P/E

I = E/R

P = E squared / R

P = R x I squared

P = E x I

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 1:59  توسط DAVID | 

اقلیدس (۳۳۰-۲۷۰ق.م)

این دانشمند یونانی پایه گذار اصول هندسه و نویسنده کتاب مقدمات هندسه اقلیدس که پس از تورات که پس از تورات پرفروش ترین کتاب جهان است. وی در آتن متولد شد و چنان قوانین و اصولی در هندسه پایه گذاشت که پس از گذشت ۲۳ قرن هنوز بی تغییر مانده اند. وی مدتها استاد دانشگاه اسکندریه بود و سپس به یونان بازگشت و مشغول تحقیقات در مباحث هندسی و نور گردید ونام خود را تا ابد جاویدان گذاشت.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 1:40  توسط DAVID | 

توماس آلوا ادیسون (۱۸۴۷-۱۹۳۱م)

این مخترع برجسته آمریکایی در شهر میلان واقع درایالت اوهایو به دنیا آمد.وی بیش از ۲۵۰۰ اختراع را به ثبت رساند. به علت داشتن مشکل شنوایی نتوانست در مدرسه ادامه تحصیل دهد و مادرش در خانه به او درس می داد. در جوانی در میشیگان خبرنگار بود و سپس به انتشار نشریه پرداخت تا اینکه تلگراف را در سال ۱۸۷۴اختراع کرد و در سال ۱۸۸۶ آزمایشگاهی در منزل خود دایر نمود . از اختراعات معروف وی می توان از : لامپ - تلگراف چند طرفه - دوربین سینما - دستگاه صدا گذاری بر روی فیلم - میکروفون - ضبط صوت نام برد. اما مهمترین و حیاتی ترین اختراع وی برق است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 1:13  توسط DAVID | 

رابرت اوپنهایمر (۱۹۰۴-۱۹۶۷م)

متولد شهر نیویورک آمریکا است که مطالعات زیادی در مورد مغناطیس و الکترومغناطیس داشت.وی عضو معدن شناسان و جوانترین پروفسور دانشگاه هاروارد بود.او با انیشتین و بوهر و الیوت ملاقات و مباحثات انجام میداد.اوپنهایمر سازنده واقعی بمب اتم است که وی را پدر بمب اتم نامیده اند و وقتی که اولین بمب اتمی آمریکا بر هیروشیما فرود آمد وی از شدت ناراحتی در بستر بیماری افتاد و سپس از موسسه تحقیقاتی آمریکا استعفا کرد.وبرای تبلیغ اثرات و استفاده های مثبت از اتم به اروپت رفت و مورد تائید افراد روشنفکر قرار گرفت.

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 12:36  توسط DAVID | 

ارشمیدس (۲۸۷-۲۱۲ق.م)

در شهر سیراکوز یونان بدنیا آمد.برای اموختن دانش به اسکندریه رفت. در حمله رومی ها به یونان  ارشمیدس منجنیق هایی ساخت که در جنگ بسیار موثر واقع گردید.

تعیین سطح و حجمکره و استوانه و مخروط و وزن مخصوص اجسام و محاسبه عدد " پی " از کارهای این دانشمند است. ارشمیدس به حق بنیانگذار علم محاسبه و ریاضی پیشرفته در زمان قدیم است و بزرگترین دانشمند قرن سوم قبل از میلاد محسوب میشود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 1:59  توسط DAVID | 

آمدئو آووگادرو (۱۷۷۶-۱۸۵۶م)

فیزیکدان معروف ایتالیایی متولد شهر تورین واستاددانشگاه همین شهر نیز بوده است.اهمیت وی بخاطر قانونی است که بنام خود او نامیده می شود و آن چنین است :

(( مولکولهای موجود در حجم معینی از گازها مقدار ثابتی است.))

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 1:14  توسط DAVID | 

آندره ماری آمپر(۱۷۷۵-۱۸۳۶م)

فیزیکدان معروف فرانسوی و استاد ریاضیات دانشگاه پاریس بود.در کودکی اعدام پدرش را به چشم دید واین امر در روحیه وی سخت اثر گذاشت.

وی پس از مدتها  آزمایش رابطه بین الکتریسیته و مغناطیس را کشف کرد و کتب زیادی در زمینه فیزیک به رشته تحریر در آورد .تئوری نمودهای الکترودینامیک از رساله های معروف وی بشمار میرود و تجربیات و تحقیقات وی در زمینه الکتریسیته باعث گردید که واحد شدت جریان بنام این دانشمند نامیده شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 0:40  توسط DAVID |